پرسمان3 | ||
|
يك دختر 17 ساله در خانه بايد چگونه حجاب خود را رعايت كند با توجه به اينكه در خانه برادر بزرگتر از خود دارد؟ پاسخ: حجاب ارزشي است كه رعايت آن به دختر، پاكي و سلامتي مي بخشد. او را همچون گوهري درون صدف از شرّ آفت ها، وسوسه ها و آلودگي ها مصون نگاه مي دارد و به خداوند متعال نزديك مي گرداند. از قرآن كريم استفاده مي شود كه هدف از واجب شدن حجاب اسلامي، دست يابي به تزكيه نفس، طهارت، عفت و پاكدامني است. و همچنين ايجاد صلاح و پيش گيري از فساد مي باش موضوعات مرتبط: برچسبها: ادامه مطلب چرا جوانان ايران براي فرهنگ غربي بيش از فرهنگ خودي اهميت قايل اند؟ پاسخ: ابتدا بايد به اين نكته اشاره كنم كه مطلب ذكر شده دربارة همة جوانان ايران صادق نيست. گرچه تعداد زيادي از جوانان و نوجوانان به خصوص در سالهاي اخير خواسته يا ناخواسته به تقليد و الگوبرداري از فرهنگ غربي پرداخته اند، امّا برخي از جوانان آن چنان مذهبي هستند كه به هيچ وجه علاقه اي به فرهنگ غربي ندارند.
با اين مقدمة كوتاه مي پردازيم به تبيين اين كه چرا برخي از جوانان و نوجوانان براي فرهنگ غربي بيش از فرهنگ خودي اهميت قايلند و از همه مهمتر اين كه وظيفه ما چيست؟
در يك نگاه كلي گرايش جوانان و نوجوانان به فرهنگ غربي، را مي توان ناشي از عوامل و زير ساخت هاي تاريخي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و روان شناختي دانست.
موضوعات مرتبط: برچسبها: ادامه مطلب براى كنترل شهوت چه راهكارهايى در قرآن و احاديث وجود دارد؟ پاسخ: پاسخ اين پرسش را در دو بخش «شهوت» و «تقوا» ارائه مىكنيم: راه دوم: رها كردن افسار شهوت، كه اين هم موجب هلاكت انسان، و بروز بيمارىهاى روحى و جسمى مىشود كه امروزه در بسيارى از كشورهاى غربى شاهد آن مىباشيم. و اسلام با اين راه هم مخالف است. راه سوم: اين كه نه اين غريزه و نعمت الهى را سركوب كنيم و نه اينكه آن را يله و رها كنيم، بلكه طبق دستورات شرع شهوت خود را مديريت كنيم. موضوعات مرتبط: برچسبها: ادامه مطلب چرا بيشتر سرگذشت پيامبران خاورميانه در قرآن آمده است؟ علاوه بر مطالبى كه در پاسخ چند پرسش قبل گذشت اضافه مىكنيم كه در اين مورد چند نكته وجود دارد: 1. رعايت مخاطب اوليه: وقتى شخصى مىخواهد مردم را هدايت و تربيت كند بديهى است كه تا آنجايى كه ممكن است بايد مطالبى را بيان كند كه مردم تا حدودى آشنايى قبلى نسبت به آن مطالب داشته باشند. به عنوان مثال: اگر معلمى بخواهد به قصد هدايت و تربيت افراد، داستانهايى را از كشورها يا قارههاى دور مانند يونان بيان كند، براى اينكه به نتيجه تربيتى و هدايتى خود برسد لازم است اول يونان و مردم آن و قهرمانهاى داستان را معرفى كند سپس به بيان داستان بپردازد آنگاه منتظر نتيجه مطلوب باشد. كه در اين صورت، دسترسى به نتيجهى تربيتى طولانى مىشود و خيلى از هدف دور مىشويم. موضوعات مرتبط: برچسبها: ادامه مطلب آيا اعمال پدر و مادر در نسلهاى بعد اثر دارد و اين تأثير با عدالت سازگار است؟ چرا اگر گذشتگان ما، كار خوب يا بد انجام داده باشند نتايج آن كارها در اين دنيا به ذريهى او مىرسد؟ آيا اين مطلب با عدالت خداوند در تناقض نيست؟ در صورت عمل بد آنها وظيفهى ذريهى آنها چيست تا در امان باشند؟ پاسخ: تأثير اعمال پدر و مادر در نسل آينده: در پاسخ، نظر شما را به نكات زير جلب مىكنيم: 1. اصل اثرگذارى اعمال پدران بر فرزندان در دو بخش «جسمى» و «روحى» از جمله خبرهايى است كه قرآن و روايات ما را به آن رهنمون فرمودهاند؛ «1» دانشمندان علوم تجربى نيز در برخى جهات به همين نتيجه رسيدهاند. 2. لازم است بدانيم كه «آثار اخروى» اعمال انسانها به هيچ وجه به شخص ديگر نمىرسد اما آثار دنيوى اعمال در صورت مشيت الهى و خواست خداوند با عنوان «نعمت بخشى» و يا «عذاب» و يا «امتحان» به شخص ديگر مىرسد همانگونه كه علامهى طباطبايى در ذيل آيهى 9 از سورهى نساء فرمودهاند. «1» 3. دقت در اين مطلب لازم مىنمايد كه تأثيرگذارى، ريشه در اختيار انسانها دارد و لذا انسانهاى خوب و پرهيزكار آثار خوبى را در فرزندان و ذريهى خود بر جاى مىگذارند و انسانهاى بدكردار و بىمبالات بر اثر سوء اختيار تأثيرات ناگوارى را در نسل خود بر جاى مىگذارند، با اين حال ما با دو دسته از تأثيرات روبهرو خواهيم بود. 1. تأثيرات خوب 2. تأثيرات بد. يعنى همانطور كه به افراد «تاثيرات بد» منتقل شده، «تاثيرات خوب» را نيز به ارث بردهاند، و سرّ اين نقل و انتقالها نيز در نظام «عِلّى و معلولى» هست كه حاكم بر پديدههاى اين جهان است. «2» 4. ولى آنچه مهم است اين است كه اين تأثيرات منفى و بد، جزئى و سطحى مىباشد و آنقدر بزرگ نيست كه غيرقابل تغيير باشند. به عبارت ديگر مثلث شخصيت انسان از سه ضلع «اراده»، «محيط» و «وراثت» تشكيل شده است. كه «اراده» نقش مهم و اصلى را بازى مىكند و مىتواند آثار محيط و وراثت را از بين ببرد و وضعيت را به نفع انسان رقم بزند. چنانچه همسر فرعون با اراده قوى توانست در محيط فاسد بر مشكلات فائق آيد و رستگار شود. از اين رو با توجه به مطالب فوق مىبينيم: اثراتى كه از گذشتگان به ما رسيده «تنها» سبب، براى «شقاوت» و «سعادت» انسان نمىباشد. بلكه اين آثار در وجود انسان فقط «زمينهاى» است براى شقاوت و سعادت كه تغيير و درمان آن ممكن مىباشد. و زحمتهايى كه براى تغيير يا درمان اين آثار منفىِ موروثى متوجه انسان مىشود، خداوند بدون مزد و پاداش نمىگذارد. لذا انسانى كه از گذشتگانش صفت بُخل به او رسيده، وقتى با خود مبارزه مىكند و انفاق مىكند اجر و منزلت و پاداش او نزد خدا، از ديگران بيشتر است. و همين طور در مورد آثار ديگر. و به همين ترتيب انسانى كه از پدر و مادر فاسد و گناهكار به دنيا آمده و در محيط فاسد زندگى كرده و مرتكب گناه شده، روز قيامت عذاب او كمتر است از شخصى كه از پدر و مادر صالح و در محيط سالم بدنيا آمده ولى مرتكب گناه شده است. ولى به هر حال عذاب دارد، چون خداوند به او اراده داده بود و مىتوانست بر آثار «وراثت» و «محيط فاسد» خود غلبه كند. از آنچه گذشت معلوم شد: شخصى كه در خانوادهى فاسد به دنيا آمده با شخصى كه در خانوادهى صالح به دنيا آمده هر دو در پيشگاه خدا مسئولند و مؤاخذه مىشوند ولى اين مؤاخذه به طور يكسان نمىباشد تا عدالت خدا زير سوال برود. بلكه هر كدام نسبت به امكانات و موهبتهايى كه خدا به آنها داده (مثل پدر و مادر صالح و ...) مسئول مىباشند و بايد پاسخگو باشند و اين است «عدل الهى». __________________________________________________ (1). در قرآن كريم مىتوانيد به آيهى 9 از سورهى نساء و آيهى 80 و 82 از سورهى كهف و تفاسيرمربوط به آن رجوع فرماييد __________________________________________________ (1). الميزان، ج 13، ذيل آيه (2). براى اطلاعات بيشتر در مورد نظام على و معلولى (علت و معلول) مىتوانيد رجوع فرماييد به كتبى كه در پايان بحث معرفى مىشود موضوعات مرتبط: برچسبها: آفرينش آدم و حوا چگونه و از چه چيزى بوده است؟ پاسخ: بر اساس آيات متعدد قرآن كريم، آدم و حوا، كه والدين ما محسوب مىشوند از خاك و آب و يا، به عبارت بهتر از گِل، خلق شدند. در برخى آيات مىخوانيم: «فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن تُرَابٍ» «1» در برخى ديگر آمده: «وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً» «2» و در برخى ديگر «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِن طِينٍ» «3» آفرينش حضرت آدم و حوا از آب و خاك و يا همان گل صورت گرفته و اگر مىبينيم كه در قرآن، اين معنا در مورد همهى انسانها بكار رفته، ممكن است به خاطر موارد زير باشد: الف: ممكن است منظور از آب چنين باشد: 1. نطفه كه به صورت مايع موجود است؛ 2. همان آبى كه با خاك مخلوط مىشود؛ 3. يا به خاطر اينكه بيشتر حجم بدن ما از آب تشكيل مىشود. گفتهاند كه از آب خلق شدهايم. «4» در ذيل آيهى 45 از سورهى نور آمده است اولين موجودى كه خلق شد، آب بود و ساير موجودات از آب آفريده شدند. «1» ب: ممكن است منظور از خاك چنين باشد: 1. در آيات، به منشأ دور آفرينش اشاره شده نه منشأ نزديك آن، يعنى مبدأ تمام غذاهايى كه مىخوريم از زمين است و زمين نيز خاك است. آنچه مىخوريم تبديل به نطفه مىشود و در خلقت بكار مىرود. 2. يا اينكه آدم عليه السلام از خاك آفريده شد و ما فرزندان اوئيم پس منشأ ما نيز خاك است. «2» و جالب اين است كه صاحبنظران گفتهاند: تمام عناصر موجود در بدن انسان (آهن، كلسيم و ...) در خاك نيز موجود است. معرفى كتاب: براى مطالعه كتب زير معرفى مىشود: 1. جلد اول معارف قرآن آيتاللَّه مصباح يزدى، فصل انسانشناسى؛ 2. پژوهشى در اعجاز علمى قرآن دكتر محمدعلى رضائىاصفهانى؛ 3. تفاسير قرآن مانند تفسير نمونه: ذيل آيات اشاره شده به خلقت آدم. __________________________________________________ (1). حج 5، روم 20، فاطر 11، غافر 67، آل عمران 59 (2). فرقان 54، نور 45، انبياء 30 (3). انعام 2، سجده 7، صافات 11، اعراف 12، اسراء 61 (4). تفسير نمونه، ج 15، ص 126 موضوعات مرتبط: برچسبها: با توجه به عالم ذر، آيا انجام تكليف و بندگى ما لازم است؟ آيا اين تفكر صحيح است كه بگوييم چون در عالم ذر خداوند در مورد انسانها به نتيجه رسيده و دنيا را فقط به اين دليل آفريده كه ما بفهميم، (مانند معلم و دانشآموز و امتحانات آخرترم) پس آيا اين درست است كه بگوييم ما اينها را قبول داريم پس ديگر نيازى به اين بندگىها در دنيا نيست؟ پاسخ: براى پاسخ به اين پرسش، اول بايد ديد «هدف خلقت انسان» چه بوده و اين كه اصلًا چرا خدا انسانها را خلق كرد؟ و بعد با توجه به «هدف خلقت»، ببينيم آيا اعتقاد به عالم ذر كافى است يا خير؟ نگاهى گذرا به هدف خلقت در قرآن برخى آيات، هدف آفرينش را «آزمايش و امتحان» «1» انسانها معرفى كردهاند. بعضى آيات، هدف آفرينش را پيدا كردن «علم و آگاهى» «2» از قدرت خدا مىدانند. و آياتى نيز هدف آفرينش را «عبوديت و بندگى» «3» معرفى كردهاند. برخى آيات، هدف آفرينش را رسيدن به «رحمت الهى» «1» عنوان كردهاند. با دقت در هدفهايى كه قرآن و روايات براى آفرينش بيان كردهاند درمىيابيم كه شايد به ظاهر، اين هدفها با هم مختلف باشند ولى در واقع هر كدام مقدمهاى براى ديگرى است، يعنى «علم و دانش» و «امتحان و آزمايش» هدفهايى هستند كه در مسير «عبوديت» قرار مىگيرند و «رحمت واسعه» خداوند نتيجهى اين عبوديت است كه به «قرب الهى» منتهى مىشود. حال با توجه به اين مقدمه، به پاسخ مىپردازيم: پيمان ما با خداوند در عالم ذر طبق آيه 172 سورهى اعراف به اين صورت است كه ما در عالم ذر به پرسش خداوند كه فرمود: «الَسْتُ بِرَبُكُمْ» (آيا من پروردگار شما نيستم) پاسخ داديم «بَلى». يعنى قبول داريم كه تو پروردگار و آفرينندهى ما هستى (سرچشمهى هستى تويى). اما سخن در اينجاست كه فقط «گفتن» و جواب مثبت دادن، «ملاك» نيست، بلكه خداوند به انسان فرصتى داده و او را در ميدان انواع آزمايشات و امتحانات قرار داده تا معلوم شود كه او در پايبندى به توحيد چقدر استقامت دارد. و جوابى كه در عالم ذر به خداوند داده است اين «معلوم شدن»، براى ما انسانهاست و اما براى خدا به اين معنا نيست كه خداوند نمىداند، بلكه خداوند در مورد انسانها و همه موجودات همه چيز را مىداند و اين موضوع به بحث علم در مرحله ذات و يا همان علم ذاتى خداوند مربوط مىشود و چون خداوند عالم به كل مخلوقات و احوال مخلوقات از ازل تا ابد است مىتوان پذيرفت كه خداوند مىداند چه تعداد از انسانها بهشتى، و چه تعداد جهنمى هستند. بعلاوه و مهمتر از همه اين كه، اگر خداوند براساس علم خودش، بهشتيان را به بهشت و جهنميان را به جهنم ببرد و اصلًا در اين دنيا نياورد و فرصت انجام عمل خوب و يا بد را به آنها ندهد، خلاف حكمت خود و هدف خلقت انسان عمل كرده است و ممكن است جهنميان به خداوند شكوه كنند كه: «چرا به ما فرصت انجام عمل ندادى؟ چه بسا عمل خوب انجام مىداديم و بهشتى مىشديم» كه اين شكوه و خواسته آنان هم حق است. اما بعد از مقدمات فوق جواب اصلى پرسش را اين طور بيان مىكنيم كه درست است كه در نزد علم ذاتى پروردگار مقصد انسانها و بلكه تمام موجودات مشخص شده است اما اين يك بُعد قضيه است و بُعد ديگر آن اعمال و رفتار ما انسانهاست كه مىتواند بهشت و يا دوزخ را براى ما رقم بزند، اين دو بُعد، در به مقصد رسيدن انسان، همراه هم هستند. و همان طور كه از آيه استفاده مىشود اين دنيا همان جايى است كه خداوند به ما فرصت عمل و بندگى داده تا انسانها به پرسش خداوند در عالم ذر البته در «غالب عمل» كه بسيار مهمتر و فراتر از «گفتن» و اعتقاد پيدا كردن است جواب مثبت دهيم. و لباس «عمل» به قامت «قول» خود بپوشانيم. به عبارت ديگر اين «عمل و بندگى» در كنار «اعتقاد صحيح» است كه انسان را بهشتى و يا جهنمى مىكند، و اين دنيا محل عمل است تا اين كه هر انسانى با عمل خود به سرمنزل مقصود برسد و نهايتاً به كمال قُرب الهى رهنمون گردد. اگر فقط صرفِ اعتقاد پيدا كردن و آن هم در عالم ذر باشد كه انسان در آنجا هيچ راه كمال نپيموده و تلاشى براى رسيدن به خدا نكرده است و انتظار اين كه به بهشت برود، خيالى بيش نيست. چنين شخصى به مانند كسى است كه به واجب بودن نماز اعتقاد دارد و مىداند كه در سايه نماز بقيهى اعمال و واجبات هم مقبول درگاه خداوند واقع مىشود، اما اين شخص نماز نمىخواند و از بهجا آوردن آن روى گردان است چنين شخصى هيچ گاه نبايد آرزوى بهشت را بكند. چرا كه بهشت را به «بهاء» دهند نه به «بهانه»! و بهاء همان عمل صالح و نيكوست. __________________________________________________ (1). ملك/ 2 و هود/ 7 (2). طلاق/ 12 (3). ذاريات/ 56 __________________________________________________ (1). هود/ 119- 118 موضوعات مرتبط: برچسبها: مقصود از عالم ذر چيست؟ پاسخ: آياتى از قرآن كريم به پيمانى كه خداوند از انسانها گرفته، اشاره كرده است، اما مهمترين اين آيات كه مفسران نيز به تبيين و توضيح اين پيمان پرداختهاند آيات 172- 174 سورهى اعراف مىباشد. مهمترين پرسش كه در اينجا مطرح است اين است كه اين «ظهور» و «بروز» كى واقع شده؟ وبه چهصورت انجام گرفته است؟ وخلاصه منظور از «عالم ذر» چيست؟ در پاسخ به اين سؤال و شرح عالم ذر و تفسير آيه فوق حداقل شش قول وجود دارد كه هر كدام را جمعى يا بعضى از دانشمندان اسلامى پذيرفتهاند: موضوعات مرتبط: برچسبها: ادامه مطلب [ 26 / 8 / 1391برچسب:عالم ذر , ] [ ] [ مصطفی ]
[
چرا خدا در مورد خود به جاى «من» از «ما» استفاده مىكند، مثلًا مىفرمايد ما زمين را آفريديم؟ پاسخ: در آيه 16 سوره انبياء مىخوانيم: «وَمَا خَلَقْنَا السَّماءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ؛ «1» و آسمان و زمين، و آنچه را در ميان آن دو هست به بازيچه نيافريديم.» «إِنَّا انزَلْنَاهُ فِى لَيْلَهِ الْقَدْرِ؛ «2» در حقيقت ما آن (قرآن) را در شب قدر ( اندازه زنى) فرو فرستاديم.» چنين كاربردى دو نكته مىتواند داشته باشد: 1. براى احترام و بيان عظمت: مثلًا بزرگان مىگويند «ما اين كار را كرديم.» گاهى هم ديگران در مورد بزرگان تعبير جمع به كار مىبرند. 2. استفاده از عوامل واسطه: براى مثال وقتى خدا مىخواهد قرآن را نازل بكند، از فرشتگان الهى استفاده مىكند، لذا مىفرمايد ما قرآن را نازل كرديم، يعنى من و فرشتگان. در مورد آفرينش هم درست است كه خلق كار خداست؛ اما گاهى ممكن است خدا در آفرينش برخى موجودات افراد يا وسائلى را به كار گرفته باشد، لذا مىتواند تعبير «ما» به كار ببرد. __________________________________________________ (1). انبياء، 16 (2). قدر، 1. موضوعات مرتبط: برچسبها: آيا پيش از خلقت آسمانها و زمين و انسانها، آفرينشى بوده است؟ پاسخ: خداوند مىفرمايد: «اللَّهُ الَّذى خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِى سِتَّهِ أَيَّامٍ؛ «1» خدا كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را بين آن دو هست، در شش روز [و دوره] آفريد.» در آيات ديگر «2» توضيح مىدهد كه زمين را در دو دوره آفريد و آسمانها را در چند دوره، بعد كوهها، موجودات زمينى و ... را آفريد. از اين آيات استفاده مىشود كه خلقت مراحلى داشت و در هر مرحله موجوداتى آفريده شدند. نتيجه اينكه تا آسمان و زمين و جهان مادى نباشد، موجودات زنده نخواهند بود. بنابراين قرآن دست كم نسبت به خلقت قبل از آسمانها و زمين و جن و انس ساكت است؛ بلكه از برخى آيات مثل «هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئاً مَذْكُوراً؛ «3» آيا زمان طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود.» استفاده مىشود كه قبل از خلقت فعلى، مخلوقى نبود؛ البته در برخى روايات مطالبى وجود دارد كه شايد به كمك آنها و شايد اشاره برخى از آيات بتوان مطلب ديگرى را استفاده كرد، مثلًا در برخى روايات اشاره شده است كه «اول ما خلق الله نورى؛ «1» اولين چيزى كه خلق شد، نور من (پيامبر اكرم) بود.» در حالى كه به صورت طبيعى اول آسمانها و زمين و بعد انسانها آفريده شدهاند. حالا اگر خلقت نورى را از خلقت معمولى جسمى و مادى جدا بكنيم، راه جمع دارد. به اين صورت كه خلقت نورى برخى از اولياى الهى قبل از خلقت مادى جهان بود. بنابراين تفسير قبل از خلقت معمولى جن و انس و آسمانها و زمين، مخلوقات نورى آفريده شده بودند. __________________________________________________ (1). سجده، 4؛ ر. ك. به: فرقان، 59؛ ق 38 (2). فصلت، 9- 12 (3). انسان، 1. __________________________________________________ (1). بحارالانوار، ج 1، ص 97، ح 7، ج 15، ص 24، ح 44، ج 25، ص 22، ح 38، ج 54، ص 170، عوالى اللآلى، ج 4، ص 99، ح 140 و در روايتى آمده است: «فى بعض الاخبار العاميّه عن النبى (ص)، اول ما خلق الله روحى». بحارالانوار، ج 54، ص 309. موضوعات مرتبط: برچسبها: [ 26 / 8 / 1391برچسب:خلقت آسمانها و زمين , ] [ ] [ مصطفی ]
[
دنيا و آخرت چه ارتباطى با هم دارند؟
پاسخ:
ما دو نظام داريم؛ نظام دنيا و نظام آخرت. نظام دنيا و كيهانى كه ما داريم، بر اساس خورشيد محورى است، يعنى خورشيدى هست كه سياراتى از جمله زمين در اطراف آن مىچرخند. همه در كهكشان راه شيرى قرار دارند و در دل اين راه شيرى خود خورشيد به طرف مقصدى در جريان است. نظام دنيوى مقدمه و مزرعهاى براى نظام آخرت. «1» حيات واقعى در نظام اخروى است و در آن جا نظام دنيا از لحاظ زمان، مكان و نوع چينش در هم مىريزد و نظامى نو بر پا مىشود. در مورد اين كه نظام آخرت چگونه خواهد بود، ما جز اشارتى كه در قرآن و روايات هست، اطلاعات زيادى نداريم. و تنها مىدانيم حيات دنيوى مقدمه است و حيات واقعى آنجاست. «2» __________________________________________________ (1). مجموعه ورام (تنبيه الخواطر و نزهه النواظر)، ج 1، ص 183، عوالى اللآلى، ج 1، ص 267 (2). نساء/ 77، انعام/ 32، اعراف/ 169، يوسف/ 109، نحل/ 30 و 41، عنكبوت/ 64، غافر (مومن)/ 39، اعلى/ 17. موضوعات مرتبط: برچسبها: منظور خداوند از «تعقيب شيطانها با شهابها» چيست؟ پاسخ: دست كم در سه جاى قرآن «1» به اين مطلب اشاره شده است. در سوره حجر مىخوانيم: «وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِى السَّماءِ بُرُوجاً وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ وَحَفِظْنَاهَا مِن كُلِّ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِينٌ» «2» مضمون آيه: ما آسمانها را زينت داديم. ستارگانى در آن قرار داديم و آنها را از هر شيطان رانده شدهاى محفوظ داشتيم؛ مگر شيطانى كه بخواهد استراق سمع و جاسوسى بكند و اسرار آسمانها را به دست بياورد. شهابهاى روشنى به دنبال چنين كسى خواهد آمد و او را مورد هدف قرار خواهد داد. ديدگاههاى مفسران: واژه «شهاب» در اصل «1» به معناى «شعله خارج شده از آتش است. به سنگهاى ريز و گاه سرگردان هم كه بر اثر نيروى جاذبه زمين به سوى زمين كشيده مىشوند، شهاب مىگويند. اين سنگها بر اثر سرعت زياد و برخورد با هواى اطراف زمين شعله ور و گاهى تبديل به خاكستر مىشوند. ما اين شهابها را شبها به صورت نقطههاى روشنى كه به سرعت به سوى زمين مىآيند و بعد ناپديد مىشوند مىبينيم. ممكن است مقصود از شهاب در اين آيه، كنايه از امواج نيرومند علم و تقواى دانشمندان يا همين شهاب سنگها باشد. مفسران دست «2» كم چهار ديدگاه در مورد اين آيه دارند: موضوعات مرتبط: برچسبها: ادامه مطلب راهكارهاى مقابله با چشم چرانى و خود ارضايى را بيان كنيد؟ پاسخ: چشم چرانى و نگاه آلوده، آغاز انحرافات جنسى از جمله، خودارضايى است. «1» بنابراين در مرحلهى اوّل لازم است ديدهها را پاك كرد تا بتوان دل را كنترل كرد. ز دست ديده و دل هر دو فرياد كه هر چه ديده بيند دل كند ياد قرآن كريم پيش از دعوت به عفت جنسى، به عفت چشم دعوت مىكند و مىفرمايد: «به مردان با ايمان بگو: عفت چشم و عفت جنسى را رعايت كنند «2» ... به زنان با ايمان بگو: عفت چشم و عفت جنسى را رعايت كنند «3»» از پيامبر اسلام (ص) حكايت شده: «النظر سهم مسموم من سهام ابليس؛ نگاه (به نامحرم) تير زهرآگينى از تيرهاى شيطان است.» «4» شيطان با نگاه آلوده، جوانان را به دام عشق ناپاك و انحرافات جنسى مىكشاند، از حضرت على (ع) نقل شده: «چه بسا عشقى كه با يك نگاه، بذر افشانى مىشود.» «5» چشم چرانى از محروميتهاى جنسى، محيط نامساعد و ضعف اراده و ... به وجود مىآيد. و عصب «لى بيدو» كه در اعصاب چشم متمركز است با اعصاب جنسى متصل است و شخص با چشم چرانى لذت مىبرد و به طور مستمر تبديل به يك عادت مىشود. براى مقابله با چشم چرانى و استمناء لازم است از ضررهاى آن دو آگاهى پيدا كنيم: موضوعات مرتبط: برچسبها: ادامه مطلب |
|